خرید و فروش آلات موسیقی- آهنگسازی

استودیو صدابرداری، صداگذاری • آلبوم موسیقی • آموزش خوانندگی و موسیقی • تولید آثار موسیقی-بزرگترین فروشگاه آلات موسیقی- گیتار-پیانو-سازدهنی-ویولن ...

خرید و فروش آلات موسیقی- آهنگسازی

استودیو صدابرداری، صداگذاری • آلبوم موسیقی • آموزش خوانندگی و موسیقی • تولید آثار موسیقی-بزرگترین فروشگاه آلات موسیقی- گیتار-پیانو-سازدهنی-ویولن ...

  • ۰
  • ۰

تز gl/l (1174)

تز gl/l (1174)

تغیی و تحول در عرصه های مختلف اجتماعی,اقتصادی, سیاسی, فرهنگی و در عصر حاضر امری اجتناب ناپذیر است و این

موانع خلاقیت در محیط خانواده

1.تأکید بیش از حد والدین بر هوش و حافظه کودک

بسیاری از والدین, ناآگاهانه کودک خود را فقط با هدف تقویت مهارت های حافظه ای و انباشتن ذهن وی از اطلاعات لغوی, تربیت و هدایت می کنند و برای حافظه و هوش کودک خود اهمیتی بیش از حد قائل می شوند. این گروه از والدین بدون در نظر گرفتن این اصل تربیتی مهم که تنها اطلاعات عمومی وداشتن حافظه قوی برای تکامل و رشد فکری و باروری استعدادهای کودک کافی نیست, با اصل قراردادن هوش و پرورش کودک از سایر توانمندی های ذهنی و روانی کودک خود که مهم ترین انها تفکر خلاق است, غافل می مانند.

2.ایجاد رقابت میان کودکان

معمولاً رقابت میان کودکان وقتی پدید می آید مه الف: نوعی ارزیابی و رتبه بندی توسط والدین وجود داشته باشد. ب: پاداشی یا جایزه ای در میان باشد. معمولاً کودکان چنان احساس می کنند که کار آنها توسط والدین مورد ارزشگذاری قرار خواد گرفت و یا به بهترین کار جایزه یا پاداش داده خواهد شد,بیش تر از آنکه به انجام بهتر آن کار بیندیشند, به کسب جایزه فکر می کنند. ضمن اینکه گاهی این رقابت ها به ستیزه جویی میان کودکان تبدیل می شود و سبب می گردد تا آنها نتوانند از توانایی ها واستعدادهای واقعی خود استفاده کنند.

3.تأکید افراطی بر جنسیت کودک

تأکید زیاد بر جنسیت کودک و تمایز قائل شدن زیاد میان دختر و پسر یکی از موانع مهم رشد خلاقیت کودکان در گروهی از خانواده هاست. دربرخی از فرهنگ ها بسیاری از دختران و پسرانی که از تفکرهایی خلاق برخوردار هستند, به سبب ملزم شدن به رعایت پاره ای مقررات و هنجارهای از پیش تعیین شده و همچنین به دلیل قرار گرفتن در نقشهای قالبی که فرهنگ و محیط برآنها تحمیل کرده, علایق و تمایلات خلاقانه خود را سرکوب می کنند ودر نتیجه به تدریج دچار تعازض شده و خلاقیت آنها از بین می رود.

4.قراردادن قوانین خشک و دست و پا گیردر منزل

بسیاری از والدین برای کودک خود قوانین و مقررات خشک و محدود کننده ای نظیر تعداد ساعت های درس خواندن در روز, رأس ساعت معین خوابیدن, استفاده از لوازم خاص و… قرار می دهند. پدیدآوردن چنین شرایطی در منزل و اصرار و پافشاری بر رعایت آنها از جانب کودکان,سبب می شود کودک تدریجاً به کلیشه ای و تکراری رفتار کردن عادت کند . باید توجه داشت که افکار و رفتارهای کلیشه ای و تکراری نقطه متضاد خلاقیت است.

5.عدم آشنایی والدین با مفهوم واقعی خلاقیت

عدم آگاهی و شناخت برخی والدین از فرآیند رشد خلاقیت در کودکان و مطالعه نکردن آن ها در این زمینه, سبب می شود آن ها هیچگاه نتوانند برای پرورش و شکوفایی خلاقیت کودک خود برنامه ریزی و اقدام صحیحی نمایند و به این ترتیب ناخواسته سبب می شوند استعداد های خلاق کودک آنها به هدر رود.

6.انتقاد مکرر از رفتارهای کودک

ارزیابی پی در پی رفتارهای کودک و زیر ذره بین قراردادن وانتقاد از کارهای او در خانواده,آزادی, امنیت خاطر و اعتماد به نفس کودک را مختل می سازد و ترس از اشتباه را در وی تقویت می کند. این ترس چنانچه در کودک حالت مرضی پیدا کند, جرأت ابراز هرگونه اندیشه جدید و یا انجام کارهایی که در عین خلاق بودن احتمال وجود اشتباه نیز در آن ها وجود دارد را در کودک از بین می برد و به این ترتیب خلاقیت کودک که لازمه اش داشتن آزادی وامنیت خاطر در محیط خانواده و ریسک پذیری و عدم ترس از اشتباه می باشد,با مانع روبه رو می گردد.

7.بیهوده شمردن تخیلات کودک

تخیل کودک اساس خلاقیت اوست و چنان چه تخیلات و رؤیاهای کودک با بی توجهی , تمسخر و یا بیهوده انگاشتن از جانب والدین روبه رو شود, در واقع سرچشمه خلاقیت او خشکانده شده است.

محکوم کردن خیال پردازی کودک و وادار نمودن او به واقع بینی در خانواده نگرش و شیوه ای کاملاً اشتباه استبذر حساس و زودرنج خلاقیت کودک آفتی مهلک محسوب می شود.

8.عدم شناسایی علائق درونی کودک

بسیاری از کودکان خصوصاً در سن پایین, از علائق و کشش های خود نسبت به موضوعات و پدیده های پیرامون اطلاع روشنی نداردند و یا این که نمی توانند آن را به زبان بیاورند. این موضوع از مواردی بسیار حساس به شمار می روئ که باید از همان دوران کودکی مورد توجه والدین قرار گیرد.خانواده هایی که نسبت به این مسئله بی تفاوت هستند و سعی نمی کنند انگیزه ها و موضوعات مورد علاقه کودک خود را شناسایی و کشق کنند , ناخواسته فرصتهای زیادی برای رشد خلاقیت کودک از وی سلب می کنند.

9.عدم وجود حس شوخ طبعی در منزل

شوخ طبعی از شاخصهای مهم خلاقیت به شمار می رود و وجود حس شوخ طبعی در فضای خانواده بسیار حائز اهمیت است, زیرا مستقیماً به رشد خلاقیت کودک کمک می کند. اما در خانواده هایی که فضای زندگی آنها خشک, رسمی و جدی است,زمینه ای برای بروز حس شوخ طبعی کودک بوجود نمی اید و دز نتیجه در چنین محیطی بسیاری از کشش های خلاقانه ی کودک پنهان می ماند.

10.تحمیل نقش بزرگسال به کودک

بسیاری از والدین علاقمند هستند که کودک آنها سریعاً رشد کند و کودکی خود را پشت سر بگذارد. آن ها گاهی برای تسریع این امر سعی می کنند با کودک خود همانند بزرگسالان رفتار می کنند و به تبع آن از کودک خود ایفای نقش های بزرگتر از محدوده سنی آنها را دارند. تحمیل نقش های کاذب بزرگسالی به کودکان, روند رشد اجتماعی آنان را مختل می سازد وسبب پدید آمدن رفتارهای نا به هنجار و تصنعی درآنها می گردد و همین امر باعث از بین رفتن بسیاری از استعدادهای خلاق دوران کودکی می گردد.

نویسنده:افشین سلیمانی

ویراستار : پریسا پور جهان

چاپ اول : تابستان 81

فرزندان خلاق خود را بشناسیم

برای شناخت تواناییهای فرزندانمان بهتر است به تحقیقاتی که درباره فرآیند یادگیری و مهارت های مختلف فکری مطالعه ای داشته باشیم. دانشمندان بسیاری در این خصوص پژوهش هایی داشته اند ازجمله ند هرمان که شکل 4 ربعی مغز و و تمایلات تفکری رانشان می دهد, مغز را مانند دایره ای تجسم کردهه که به 4 ربع تقسیم شده است. ربعها را به ترتیب الفبایی نام گذاری می کنیم ؛ قسمت بالایی ربع (قشرمخ) با A نشان داده شده است و در جهت خلاف حرکت عقربه های ساعت قسمتهای B,CوD در پی آن قرار می گیرند و هر کدام ازاین مربعها گروههای بسیار متمایزی از توانایی های تفکری یا روشهای یادگیری و دانستن را دارا هستند.

ربع A: ویژگیهای تفکر تحلیلی این ربع واقعی, تحلیلی , کمی, فنی و منطقی و استدلالی و انتقادی است. این ربع با تحلیل داده ها,ارزیابی, ریسک, آمار, بودجه های مالی, محاسبات, همچنین با سخت افزار فنی, حل مسائل تحلیلی و تصمیم گیری بر اساس منطق و استدلال سر و کار دارد. موضوع ها و حرفه های مورد پسند افرادی که تفکر ربعA را ترجیح می دهند حساب, جبر, حسابان, حسابداری بعلاوه علوم و فن آوری است. وکلا, مهندسان, دانشمندان رایانه, تحلیل گران و تکنسین ها, بانکداران و فیزیکدانان تفکر ربع A را ترجیح می دهند و درباره واقعیت ها و تحلیل های انتقادی صحبت می کنند. اگر متفکر ربع A نباشید و مایل باشید این تواناییها را در خود توسعه دهید, باید ریاضیات و دوره های علمی و تمرینات بسیاری را انجام دهید که باعث توسعه مهارت های تفکر A در شما شود.

ربع B:ویژگی های تفکر تحلیلی این ربع سازمان یافته, با توالی, کنترل, برنامه ریز, محافظه کار, ساختار یافته, منظم و با پشتکار است. شکل آن سازمانی است و به اجرا در اوردن راه حل را حمایت می کند , تولید کننده و وظیفه طلب است. موضوع ها و حرفه های مورد پسند افرادی که تفکر ربع B راترجیح می دهند, بسیار ساختارمند و سازمان دهی شده است. طراحان و مدیران اجرایی و دفترداران نمایانگر تمایل تفکر Bهستند و آنها مشکل پسند, ایرادگیر و سخت کوش می نامند. اگر متفکر ربع B نباشید و مایل باشید این توانایی را در خود توسعه دهید, دوره ای برای دفترداری, دیسکها, کتابها و عکسهای خود تنظیم کنید و شجره خانوادگی درست کنید. همه روزه به موقع در محل کار خود حضور داشته باشید و برای هر یک از دانش پژوهان خود پرونده تحصیلی تهیه کنید, بودجه شخصی طراحی کنید و آن را به مدت دو هفته رعایت کنید. غذای جدیدی را با پی گرفتن دستورالعمل یک دستور غذایی پیچیده بپزید. باید بدانیم برای برخورداری از زندگی متوازن تفکر B ضروری است؛ اما اگر این ربع منحصراً مورد استفاده قرار گیرد, می تواند مانع پرقدرتی در برابر تفکر خلاق باشد.

ربع C:ویژگیهای تفکر تحلیلی این ربع حسی,احساسی, بین فردی(انسان گرا) است. این ربع با آگاهی از احساسات , هیجانات فیزیکی, ارزشها , موسیقی و ارتباطات, سر وکاردارد وبرای تدریس و تربیت لازم استفرهنگ ربع C انسان گرایانه ؛ همیار و معنوی باشد. این ربع ارزش طلب و احساسگر است .موضوع ها و حرفه های مورد پسندی که تفکر ربع C دارند برای موضوع های درسی خاص در مدرسه مانند علوم اجتماعی,موسیقی /ع تئاتر, ورزشهای حرفه ای تمایل نشان می دهند و در فعالیت های گروهی شرکت می کنند و معلمان, پرستاران , مددکاران اجتماعی, موسیقیدان ها تمایل بیشتری به تفکر ربع C دارند, آنها درباره خانواده, کار تیمی , رشد شخصی و ارزشها صحبت می کنند.

رفتار این متفکران در حال رشد است و به دیگران نزدیک و علاقمند به کار موسیقی می شوند و تمایل به در میان گذاشتن ایده ها با دیگران هستند و احساس همیاری دارند, البته نه رقابت.

اگر مایل باشید این توانایی را در خود توسعه دهید, باید تدریس کنید. پرستاری و مراقبت از بچه ها نیاز به تفکر ربع C دارد . به فعالیتهایی که ارتباط خوب را تقویت می کند و درباره کارهایی که دیگران برایتان انجام داده اند فکر کنید و روشی برای تشکر از آنها بیابید. یک شخص مسن را برای نگهداری انتخاب یا به انجمن های خیریه کمک کنید, روان خود را در نور دید و کتابهای مذهبی ادیان الهی را بخوانید, سبزی یا میوه ای که تا بحال نخورده اید را بچشید و گیاهان دارویی بکارید و از آن استفاده کنید, گل بکارید و دسته گلی را هنرمندانه درست کنید و کسی که دلتنگ است را شاد کنید, از گردش در طبیعت لذت ببرید و به صداها و بوی گلها توجه کنید, در سمیناری درباره اینکه چگونه احساسات خود را بهتر منتقل یا بیان کنید شرکت کنید, برای خوردن غذا با خانواده وقت بگذارید ودلیلی برای برگزاری جشنی خاص پیدا کنید.

ربع D:ویژگی های تفکر تحلیلی این ربع ها, اینها کلی نگر, نوآور, بصری, خلاق, تخیلی, مفهومی, انعطاف پذیر و شهودی هستند . این ربع تفکر اکتشافی , تأسیس کننده, مبتکر و آینده نگر است. همچنین بازیگوش, ریسک طلب, و مستقل است.متفکر ربع D ترجیح می دهد به موضوع های درسی مانند هنر(نقاشی, مجسمه سازی) هندسه, طراحی, شعر و معماری توجه کند و گاهی بی نظم , رویایی و غیر واقع بین هستند.رفتار ربع D اگر با خود انضباطی, توجه و منطق تعدیل شود موفق تر خواهد بود.

اگر متفکر ربع D نباشید و مایل باشید توانایی را در خود توسعه دهید چه کار باید بکنید؟

زمان حل هر مسأله ای 2 یا 3 راه متفاوت بیابید, زیبایی یک طراحی یا ساختمان , یا شی ء را ارج نهید, با وسایل بازی مختلف , بازی کنید, به کلاس نقاشی بروید, با گل قالبسازی بازی کنید, به خود مجال خیالبافی بدهید, سوال های متفاوت بپرسید و پاسخهای متفاتوت بسیاری بیابید, یک غذای حرفه ای اختراع کنید سپس آن را درست کنید , بدون احساس گناه از اتلاف وقت به مقصد محل نامشخص رانندگی یا قدم بزنید, بدون نگرانی درباره هزینه 200 عکس بگیرید و بکوشید از مناظر عجیب عکس بگیرید, یک بادبادک بسازید و به ان صورتی که برای پرواز کردن ساخته شده پرواز دهید. اگر از یکی از این ربعها گریزان هستید باید نقشه کاری را برگزینید که همه روز مجبور به عمل کردن به ان شیوه نباشید. زیرا میزان دلسردی و سطح انرژی تلف شده آن بالا خواهد بود. مغز برای یک کل بودن طراحی شده است, ولی با وجود این مس توانیم و باید بیاموزیم که بی همتایی مغز خویش و دیگران را ارج نهیم. سازمان ها برای موفق شدن و به منظور حل موثر مساله در واکنش در برابر موقعیت های در حال تحول باید همه 4 ربع مغز را داشته باشند. بهتر است ما نیز از تصویر 4 ربع مغز استفاده کنیم . دو نوع آموزش برای حمایت تمام مغزی مورد نیاز وجود دارد,

اول:مهارت های تفکر خلاق تقویت و توسعه داده شود.

دوم: مهارت ها با آمیخته شدن در فرایند حل خلاقانه مساله دنبال شوند .

لازم است بدانیم آمار نشان داده است که خانه داران نیز بسیار خلاق هستند, چرا که نوع کارشان نیاز به انعطاف و مهارت های مختلف دارد و یا باید کارها را بصورت همزمان انجام دهند.برای همین می گوییم "خلاق" هستند.

خلاقیت با هوش بالا ارتباط مستقیم ندارد, به آن معنی که اگر کسی خلاق باشد حتماً باید تیز هوش باشد. طی مزاح به تفکر خلاق کمک می کند؛ چرا که ذهن را از مسیر معمول و قابل پیش بینی جدا می کند و باید یاد بگیریم چگونه از این توانایی ها استفاده کنیم و این توانایی ها برای تفکر و حل مساله باید به کارگیری کل مغز در هم آمیزد.

امیدواریم فرزندانی خلاق و ساعی را در خانه های خود بیابیم و با تلاش و استعداد آنها را شکوفا کنیم و زحمت خود را ارج نهیم.

روزنامه جام جم

فرزندان خلاق خود را بشناسیم

شماره 1978

کودکان 3 تا 6 ساله در راه زندگی خلاق

ایجاد عادتهای خلاق یک شبه امکانپذیر نیست.چه بهتر که با بچه ها شروع کنیم. در کودکستان فورسایت سنت لویس, با مدیریت خانم مری دون بار, کودکان سه تا شش ساله بی آنکه بدانند, مفاهیم سایکو سیبرنتیک را می آموزند تا در دوران بلوغ از مزایای آن استفاده کنند. چند صد کودک این کودکستان, هدف دار بودن و طرز استفاده درست از تصور و قبول اشتباهات و محبت به دوستان و سایر اصول مرتبط با مکانیزم موفقیت,سایکوسیبرنتیک و روانشناسی تصویر ذهنی را یاد میگیرند.

یاد میگیرند که هماهنگ باهم زندگی کنند .

مدیره کودکستان تعریف می کرد که گروهی از بچه های شش ساله, به هزار زحمت از شن و ماسه حانه ای درست کرده بودند و کودک سه ساله ای, بی آنکه بداند چه می کند, در فرصت صرف ناهار, آن را خراب می کند. آنگاه پسرهای شش ساله در مقام توضیح و توجیه کار پسرک سه ساله می خواستند مدیر را متقاعد کنند که او تقصیری نداشته و نمی دانسته که چه می کند.

یکی از آنها گفته بود:«مهم نیست, خانه دیگری می سازیم, قول می دهم از اولی هم بهتر شود.»

چندی پیش از این کودکستان دیدن کردم. به شدت تحت تأثیر آموزشهایی که بچه ها می دیدند و عاداتی که پیدا می کردند قرار گرفتم.

در جریان یک تمرین, بچه هادست در دست یکدیگر,سرگرم بازی بودند. باید از رومی موانعی می پریدند. ظاهراً یکی از بچه ها نمی توانست همپای دیگران بازی کند.

از او خواستند روی صندلی بنشیند و صحنة ناکامی خود و موفقیت دیگران را در ذهن مجسم کند.

روز بعد شنیدم که کودک مزبور, پرش از روی موانع را به خوبی دیگران یاد گرفته است.

تنها نظم و انضباط اجباری که از سوی مربیان کودکستان وضع می شد,نشستن روی "صندلی فکر" بود. کودکی که دیگران را آزار می دهد, باید روی صندلی بنشیند و فکر کند که کیست و چه کرده است.

هنگام بازدید از کودکستان, پسری که کودک دیگری را آزرده بود, روی صندلی نشسته و اشک می ریخت, در همین حال, کودکی که مورد آزار قرار گرفته بود , دلش بحال او سوخت؛ برایش کتابی آورد تا ورق بزند و ناراحتی اش تمام شود.

دراین مدرسه, کودکان سه تا شش ساله عاداتی را فرا می گرفتند تا دوران کودکی , نوجوانی, بلئغ, میانسالی و بالاخره بازنشستگی را به خوبی و خوشی پشت سر گذارند. یاد می گرفتند که زندگی در لحظه کنونی را فرا گیرند.

عنوان:روانشناسی خلاقیت مالتازماکسول

مترجم: مهدی قراچه داغی

چاپ پنجم:1374

انتشارات جیهون

بازیهای رقابت انگیز برای کودکان خلاق

کوشش برای شناخت کیفیتهایی که بر حسب آن بعضی از کودکان در مقیاس بالاتری از فهم و خلاقیت قرار می گیرند, برای دهه های متمادی اذهان روانشناسان و متخصصان اموزش و پرورش را به خود مشغول کرده است. توجه به اندازه گیری هوش کودکان منجر به تحقیقات موازی با ان برای شناخت خلاقیت در کودکان در چند دهه اول قرن حاتضر شده است. اخیراً روان شناسانی که توجه خود را به کیفیتها و عواملی که نشان دهنده خلاقیت در کودکان است معطوف داشته اند, دریافته اند که خلاقیت و داشتن نمرات بالا در ازمونهای هوشی, همواره قرین هم نیستند (گزل و جکسون 1962): مثلاً تورنس(1979) با انجام آزمونهایی متوجه شد که اگر 20درصد از کودکان در یک آزمون هوشی بالاترین نمرات را آورده باشند,و دوباره به تمامی این گروه آزمون خلاقیت فکری داده شود, 70درصد از کسانیکه در این آزمون بالاترین نمرات را می اورند, از میان 20درصدی که بالاترین نمرات هوش را آورده اند نخواهند بود.

اخیراً در شناسایی " کودکان استثنایی" کوششهایی به منظور انتخاب استعدادهای درخشان به عمل آمده است. (تایلر,1968), یکی از جدیدترین مدلها در این زمینه را پیشنهاد می کند مه غالب کودکان حداقل در یکی از شش زمینه زیر دارای استعداد هستند:

استعداد تحصیلی

خلاقیت

عقل

تواناییهای طراحی

پیش بینی و آینده نگری

تواناییهای ارتباطی
این جهت گیری جدید در ارزیابی و شناسایی تواناییهای برتر در کودکان همیشه با کوششهایی مساوی در امر برنامه های درسی که بتوانند در بارور ساختن و پرورش این تواناییهای بالقوه موثر باشند و همینطور تربیت معلمانی دلسوز و کارآمد که شایستگی آموزش و پرورش کودکان مستعد, خلاق و سرامد را داشته باشند, همراه نبوده است(تایلر,1961).
بسیاری از خصوصیات افراد سرآمد را در کودکان خلاق و مستعد نیز می توان دید, اما علاوه برآن کودکان خلاق مشتاق جستجو برای راه حلهای تازه و غیر معمول برایس مسائل خویش هستند و معمولاً در حل مسائل مختلف از خطرکردن های منطقی پرهیز نمی کنند. در کودکان خلاق و مستعد در کاربرد و استفاده از عوامل نو در دنیای خویش, از انجام کارهای مخاطره آمیز ابائی ندارند . غالباً این خصوصیات ویژه نتایج و بازتابهای مطلوب اجتماعی را نه در داخل کلاسهای درس به روش سنتی و حتی از آن هم نامطلوب تر دز زنگ ورزش با معلم شدیداً محافظه کار, برای این کودکتن به ارمغان نخواهد آورد. معمولاً کودکان خلاق به خانواده هایی تعلق دارند که در داخل منزل به آنها آزادیهای لازم داده شده و والدین آنان در گسترش انرژیهای خلاق خود کاملاً آزادانه رفتار می کنند و تفکرات اصیل کودکان خود را با دیدی انتقادی نمی نگرند. و باین جهت غالباً این کودکان در رفتار داخل مدرسه و خانه که درست نقطه مقابل یکدیگر هستند, دچار سردرگمی می شوند.هم کودکان خلاق و هم کودکان سرآمد از نظر میزان واژه ها و عقاید مختلف,غنی و پربار و همچنین دارای قابلیت انطباق خوبی هستند. آنان قادرند که مشکلات را مشخص کنند و ابهامات معمول را تحمل کنند. عادات کاری قوی دارند و از هیچ کوششی در جمع آوری اطلاعات کوتاهی نمی کنند. اطلاعاتی که بعداً بتوانند آنها را مورد آزمایش قرار دهند یا آنها را به صورت تازه ای با یکدیگر تلفیق کنند.مسیر زندگی آنان ناهموار است. گرایش انان به تک روی غالباً سبب می شود که برچسب "سرکش" به آنان زده شود. پیوند دادان میان واقعیت های موجود زندگی اجتماعی و محیط آموزشی با دنیای غنی,ممتاز و غالباً پیچیده ذهنی آنان, تنش هایی را در مدرسه و بازی ایجائ می کند(برن ساید1942, تایلر1961).پیشرفت و پرورش تواناییهای کودکان سرامد و خلاق یکباره ممکن نیست. براساس تحقیقات و ارزیابیهای انجام شده در مورد آنان (تورنس 1968) عقب ماندگی در جایی از زندگی انان میان سالهای نه و ده سالگی وجود دارد. این امر به این علت است که فشار ناشی از برابر و مساوی قراردادن این کودکان با کودکان معمولی و ارائه امکانات آموزشی مساوی با بقیه به گونه ای در مسدود ساختن راه آنان و جلوگیری از انجام بهترین کوششهای ایشان تاثیر می گذارد.غالباً فشارهای روحی اجتماعی بر کودکان سرامد و خلاق سبب می شود که آنان به نوعی بر استعدادهای خود سرپوش گذارند ـ ممکن است این کودکان به جای تمرکز ب رامور تحصیلی, به عنوان رهبران فعال و با انرژی در جامعه خود عمل کنند, یا اینکه بصورت افرادی غیرقابل انعطاف و سرکش معرفی شوند که رفتار آنان هیچ هدف مفیدی را تعقیب نخواهد کرد(خانتا 1982).جوانان و کودکان سرآمد, خلاق و با استعداد, کسانی هستند که وقتی به بلوغ می رسند, بتوانند در جامعه تغییر ایحاد کنند. علاوه بر این, تیزهوشی, خلاقیت و استعدادهای خاص آنان,شایستگی به کارگیری آنها در فعالیتهای بیشتر, مثل طراحی, تفکر و برنامه ریزی های مدرسهنسبت به سایر کودکان نشان می دهد. غالباً کودکان سرامد از جهت اجتماعی و بدنی از سایر همکلاسان خود قویتر ونیرومندتر هستند (ترمن1926). یافته های معتبری از تحقیقات نشان داده است که کودکان تیزهوش در مهارتهای بدنی بالای حد متوسط هستند(دهان 1957, واکر1966, کلازمر1958). در فعالیتهای مدرسه ای کودکان سرآمد و خلاق بیشتر درفعالیتهای رقابت آمیز و قهرمانی شرکت می کنند و در تیمهای مدرسه ای غالباً موفقیتای لازم را بدست می آوردند . به این جه ت کودکان خجول که در فعالیتهای بدنی هم توانایی لازم را ندارند اما احتمالاً درسهای کلاسی را بخوبی می خوانند, غالباً نمی توانند خود را با نتایج تحقیقات معاصر در مورد کودکان تیزهوش و خلاق وفق دهند.مهمتر از همه تحقیقات نشان داده اند که کودکان خلاق و تیز هوش تحرک و فعالیت را در جریان آموزش بیشتر از ساکت نشستن و گوش دادن ترجیح می دهند(دان و پرایس1980)

مولف:بریان ج کرتی ترجمه:فروغ تن ساز ویراستار:حسن طلایی

تنوع خلاق ها

در بیشتر نقاط جهان, جوانان و کودکان اکثریت جمعیت را تشکیل می دهند. در واقع,هیچ نسلی هرگز این چنین پرشمار و این چنین جوان نبوده است؛ تقریباً یک پنجم جمعیت جهان بین 15 تا 24 سال سن دارد. با آن که تا سال 2000 از تعداد افراد جوان در کشورهای پردرامد کاسته می شود, گروه جوانان در کشورهای روبه رشد افزایش چشمگیری خواهد یافت. دراین کشورها جوانان و کودکان در شروع هزاره سوم میلادی بیش از پنجاه درصد جمعیت را تشکیل می دهند. این ارقام گواه ماهیت و عظمت بی سابقه مشکلاتی است که حضور جوانان و کودکان به جامعه های معاصر تحمیل می کند.

در تاریخ بشر هیچ نسلی به اندازه نسل حاضر با تحولاتی چنین سریع و گسترده مواجه نبوده است. این تحولات سریع بر اوضاع زندگی کودکان در همه جا عمیقاً تأثیر گذاشته است, و اگر بخواهیم که کودکان در جهان فردا مشارکت کامل داشته باشند, باید این تحولات را در نظر گیریم. جوامع به چه نحو می توانند شرایط سهیم کردن اقتصادی, مشارکت مدنی و فرهنگی , و رفع نیازهای بهداشتی و آموزشی همگان را تأمین کنند؟ چگونه می توانند به بهترین نحو پاسخگوی آرزوها و خواسته های جوانان باشند؟ و شاید از همه مهمتر, نسل های جدید چگونه می توانند یاد بگیرند که از عهده مشکلات آینده برآیند؟ ما چگونه می توانیم دنیایی بسازیم که در آن «دفاع از صلح در نهادها و اذهان زنان و مردان شکل گیرد؟»

اگر به جوانان فرصت ابراز وجود داده شود, پاسخ بسیاری از این معضلات در دست خود آنان است. توانایی آنان بسیار گسترده است . به رغم اختلافات بسیار در نحوه آموزش, هیچ نسلی هرگز به اندازه نسل حاضر, از ماهیت چند فرهنگی جهان آگاه, و از نابرابری ها و ستیزه های موجود مطلع نبوده است. به جای پرورش مصرف کنندگان منفعل,تماشاگران بی اعتنا به سرنوشت خوی. باید به جوانان کمک کرد که به عوامل فعال و مشارکت کننده در حیات جوامع خویش بدل شووند.

به صدای کودکان گوش بسپاریم

این کار ممکن است امری خطیر به نظر برسد, به ویژه اگر بی عدالتی های عظیمی را که جوانان هم چنان به آن مواجه اند, و وضعیت کودکان را که غالباً نخستین قربانیان خشونت در جوامع هستند در نظر بگیریم. به طور مثال برآوردهشده است که تنها در دهة گذشته ,5/1 میلیون کودک در نبردهای مسلحانه جان باخته اند. معضلات دیرپایی سوء استفاده و بهره کشی از کودکان, و به بردگی کشاندن آنان بار دیگر با شدت هرچه تمام تر رخ می نماید بیش از صد میلیون کودک بی خانمان, در سراسر جهان ار عرصه های خانوادگی و جامعه انسانی کنار گذاشته شده اند, میلیونها کودک را باید از اوضاع تباه کننده سیگاری که سلامتی, تحصیل و بهزیستی و رفاه شان را به خطر می اندازد نجات دهیم برای مقابله با قربانی شدن کودکان در سراسر جهان نمی توان یک راه حل منحصر به فرد دریافت که در همه جا به کار آید.

هر اوضاعی راه حل خاصی را می طلبد. با این حال سه رویکرد اساسی وجود دارد : اموزش دادن, حمایت کردن و گوش سپردن.

آموزش ابتدایی همگانی و اجباری در سراسر جهان باید بر رشد اقتصادی مقدم باشد. این نکته نه تنها برای پایه ریزی نیروی کار ماهر بلکه برای ریشه کن سازی کار اجباری اطفال اساسی است. به کار گماشتن کودکان سرنوشت آینده آنها را خرابتر می کند. کار اطفال موجب کاهش نرخ دستمزدها شده , جای بزرگسالان را می گیرد.کودکان تحصیل کرده در سراسر عمر از درآمد بالاتری برخوردارند, سلامتی و امنیتشان بیشتر می شود, و در صورتی که کودکان از عرصة کار حذف شوند, بزرگسالان بیکار شغل پیدا خواهند کرد. کار کودکان نه تنها نتیجه فقر, بلکه خود یکی از علل آن نیز هست. آموزش یک حق اساسی انسان و در عین حال یک اجبار است, اجباری برای والدین و دولت ها. ناتوانی در از بین بردن کار اطفال نتیجه گزینش های فردی و اجتماعی است, نه فقط حاصل فقر یا فشار گروههای ذینفع. کودکان آینده ما را به ما می نمایانند. سرمایه گذاری در مورد آنان به عنوان موجودات انسانی باید از اولویت های اساسی باشد. آموزش ابتدایی و متوسطه اجباری ـ در صورتی که به نحوی واقعگرایانه اعمال شودـ و جبران درآمدهای ازدست رفته این کودکان برای خانواده هایشان گام های اولیه مهمی است؛ از بین بردن کار اطفال جا را برای استخدام جوانان باز خواهد کرد. اگر بازار به حال خود رها شود, ممکن است به استثمار بی رحمانه کودکان و نادیده گرفتن جوانان بینجامد.شاید سازنده ترین برخورد شنیدن حرفهای خود کودکان باشد. آنها بهترین وکیل های خود و حتی بهترین وکیل های دیگران هستند. همان گونه که اقبال مسیح(کودک 12ساله پاکستانی, مقتول در 1995) با تجربیاتش به عنوان قربانی پِشگی(Peshgi) – وامی که قرارداد آن را خانواده ها با نزولخوران محلی می بندند و از طریق بیگاری کودکان بازپرداخت می شود ـ نشان داده است. والدینش اقبال را هنگامی که چهار سال داشت, به قیمت 12دلار به صاحبان یک کارگاه قالیبافی فروختند تا بدهی خانواده را بازپرداخت کند. هنگامی که در روز یکشنبه عید پاک در نزدیکی خانه مادربزرگش دوچرخه سواری می کرد؛ گلوله یک آدمکش به زندگی کوتاه و حزن انگیزش پایان داد. کار اجباری هشت میلیون کودک پاکستانی را در کارگاههای قالیبافی و آجرپزی در بر می گیرد, آنان در این مکانها غالباً به زنجیر کشیده و تنبیه می شوند. وضعیت در هند نیز چنین است. در صورتی که آموزش اجباری به اجرا درآید, این شیوه بهره کشی پایان می یابد . ولی برای تحقق چنین آموزشی, باید فقیرترین خانواده ها به نحوی از جبران خسارت برخوردار شوند.

گوش سپردن به صدای کودکان مستلزم آن است که آنان بتوانند حرف خود را به گوش دیگران برسانند. در مؤسسات فرهنگی و در رسانه ها خلاقیت و توانایی کودکان برای کمک به توسعه فرهنگی باید به وضوح تشخیص داده شود و تقویت شود. دراین راستا, بیان هنری با کودکان یا برای کودکان باید تشویق شود.

چالش دگرگونی فن آوری

خلاقیت و توانایی کودکان برای کمک به توسعه فرهنگی باید به روشی شناخته و تشویق شود, ذهن های جوان در صورت یافتن فرصت مناسب, بی هیچ دشواری وارد دنیای رایانه شوند, تأثیر فن آوری های جدید بر زندگی کودکان و نوجوانان مشهود است و بسیاری از این فن آوری ها, چشم اندازهای تازه ای را می گشایند. با این همه دست بالا گرفتن و آرمانی ساختن نیروی این فن آوری های جدید برای جوانان, دست کم گرفتن هزینه چنین وسایلی, یا احساساتی شدن در مورد روند سریع تبادل اطلاعات خیلی ساده است, در هر کشوری انقلاب فن آورانه مسائل جدید بهره مندی یا محرومیت بخشی از جمعیت را به دنبال دارد که مستقیماً بر آموزش اثر می گذارند.

باید روی کودکان از سنین پایین از سه یا چهار سالگی کارکنیمع گیرم فقط برای آنکه به آنها بیاموزیم که زبانهای مختلفی وجود دارد, تا مفهوم تنوع را جذب و درک کنند. مثلاً باید به آنها نشان بدهیم که در زبانهای مختلف اسامی مختلفی برای خرگوش وجود دارد, و به گوییم که کسانی که نام دیگری روی خرگوش گذاشته اند لزوماً وحشی نیستند. از آنجا که نشانه شناسی علاوه بر زبان ها, با همة نظام های فرهنگی نیز سروکار دارد, می تواند کمک کند تا به کودکان یاد بدهیم که شیوه های دیگری برای لباس پوشیدن, یا غذا خوردن و خلاصه اشکال متفاوتی از رفتارهای آیینی در جوامع مختلف وجود دارد که هریک در جامعه خودشان خیالی دارد.

تنوع خلاق ما

نویسنده: خاویرپرز دکوئیار

ترجمه: گروه مترجمان

ویراستار:محمدجعفر پوینده

خلاقیت و یادگیری در کودکان

همه ما اغلب با دیدن کودکانی که رفتار قابل ملاحظه ای دارند، از آنها به عنوان کودکان نابهنجار یاد می کنیم. برخی از معلمان نیز با دیدن چنین دانش آموزانی، بدون ارزیابی هوش و توان خلاقیت او، برخوردهای نادرستی از خود نشان می دهند. البته این رویه در مورد پدر و مادران چنین فرزندانی هم صادق است. یکی از دوستان می گوید: چند سال پیش در گفت و گو با یکی از پدران مراجعه کننده به کانون اصلاح و تربیت، متوجه شدم که پدری، فرزندش را به خاطر شیطنت، شوخ طبعی، رفتار گاه احمقانه و در نهایت زبل بازی بر زمین کوفته بود، به عبارت دیگر او با این عمل خود، فرزند خلاق خود را ناخواسته به فرزند بزهکار مبدل کرده بود؛ چون فرزندش پس از این رفتارهای نابهنجار پدر، دچار دگرگونی اساسی شده بود: از آن فرزند خلاق با فکر مثبت دیگر اثری نبود. آیا او باید این بار خلاقیت اش را در رفتارهای بزهکارانه دنبال می کرد؟

به راستی شما پدران و مادران و اولیای مدرسه ها، چقدر با مقوله خلاقیت و ارتباط آن با یادگیری کودکان آشنایی دارید؟ مطلبی را که خانم «نگین برات دستجردی» در این مورد گردآوری کرده است، در ذیل می خوانید.

اگرچه تمدن و فرهنگ بشری نتیجه تلاش همه آدمیان در تمام دوران هاست، اما غنا و عظمت آن را مدیون گروه کوچکی از انسان ها هستیم که کاشف، مخترع، هنرمند یا متفکر نامیده می شوند. از کشف آتش تا اختراع رادیو و سفینه های فضایی، از نقاشی های دیواری در غارها تا آثار هنرمندانی نظیر کمال الملک  و  پیکاسو  و از اولین آثار مکتوب نانوشته ها ، سروده های  فردوسی  و شکسپیر ، همه محصول کار و اندیشه جمع کوچکی از بشریت است. تمدن بشر مرهون اندیشه خلاق آدمی بوده و دوام آن نیز بدون بهره گیری از خلاقیت که عالی ترین عملکرد ذهن انسان محسوب می شود، غیر ممکن خواهد بود. عصاره خلاقیت غیرقابل پیشگویی بودن است.

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=14381
استفاده از خلاقیت کودکان مهمترین راهکار حفظ محیط زیست است

مدیرعامل سازمان بازیافت و تبدیل مواد شهرداری تهران به اجرای طرح " پلیس محیط زیست شهری ویژه کودکان ونوجوانان " اشاره و گفت: استفاده از ذهن خلاق و مشتاق کودکان و نوجوانان ، مهمترین راهکار حفاظت و نگهداری از محیط زیست است.

به گزارش خبرگزاری مهر ، دکتر ابوالفضل ابراهیمی افزود: پلیس محیط زیست شهری به منظور جلب مشارکت کودکان و نوجوانان در دو مقطع دبستانی و راهنمایی با رویکرد آموزشی برای انتقال پیام زیست محیطی در مدارس ، خانواده و اجتماعی تشکیل شده است.
وی اظهارداشت: در اجرای این طرح تلاش شده همان گونه که پلیس ، نگهدارنده و حافظ امنیت  جامعه است، با استفاده از نقش مهم و تاثیرگذار فرزندان در خانواده و اجتماع ، بتوانیم از وجود آنان برای نگهداری محیط زیست استفاده کنیم.
مدیرعامل سازمان بازیافت و تبدیل مواد شهرداری تهران با اشاره به اینکه در اجرای این طرح آموزشهای لازم به کودکان و نوجوانان داده می شود ، گفت: به مرور زمان باید این آموزشها به نگرش و نگرش به رفتارهای شهروندی تبدیل شود.
ابراهیمی تصریح کرد: پلیس محیط زیست کودکان و نوجوانان دارای چند یگان ویژه از جمله بازیافت ، فضای سبز، آلودگی هوا و انرژی بوده و در سالهای بعد اجرای این طرح با اضافه شدن موضوعات دیگری چون ترافیک ، آسیبهای اجتماعی و … ادامه خواهد یافت.
وی خاطرنشان کرد: پلیس محیط زیست شهری از این پس یارجدید سامانه 137 شهرداری تهران خواهد بود.
ابراهیمی اظهار امیدواری کرد : که تا 17 مهر ماه سالجاری یعنی روز جهانی کودک ،22 هزار دانش آموز به طرح پلیس محیط زیست شهری بپیوندند.
طرح پلیس محیط زیست شهری ویژه کودکان و نوجوانان با حضور شهردار و اعضای شورای شهر شهر تهران ، 30 اردیبهشت ماه از ساعت 15 تا 17 در بوستان گفتگو برگزار می شود.

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=328075

بنام خدای مهربان که گلهای باغ بهشت را آفرید…

 درباره ی کار با کودکان، به خصوص آموزش نقاشی به کودکان و این که برای آموزش نقاشی به آنان چگونه باید برخورد کرد و چه نوع رفتاری داشت نظرهای گوناگونی مطرح می باشد:

نقاشی یکی از راههای تقویت خلاقیت و توانمندیهای کودکان است.

ترسیم بدون خلاقیت، ترسیمی بی روح و خشک است، و خلاقیت بدون ترسیم، بی معنا.

میل نقاشی کشیدن همان قدر که فطری است،اکتسابی هم می باشد. بنابراین در ابتدا مهم نیست که کودک چه و چگونه می کشد، بلکه مهم این است که چگونه با او همراهی کنیم. و همه ی گفتگوها و نظرها در این باره، سعی در ساختن پل ارتباطی بین افکار ما( والدین، مربیان،مدرسه، جامعه و…) با کودکان است.

کودکان از همان سنین خردسالی، یادگیری را به طور مستقیم شروع می کنند و به تدریج که بزرگتر می شوند با محیط اطراف خود آشنا می شوند و توسط آثار تجسمیشان میان دنیای درون و بیرون ارتباط برقرار می کنند که برای بزرگترها زبان گویایی ندارد و غالباً بزرگترها درک درستی از آن پیدا نمی کنند.

نقاشی کودک از زمانی که بتواند قلم یا هر شیء اثر گذار را به دست بگیرد ، شروع می شود و او مقید به هیچ قانون و قراردادی نیست اما برای هر خطی که می گذارد تعریفی دارد که هیچ اتباطی به لحاظ شکل، و یا رنگ با واقعیت ندارد. در این دوران ( ۵/۲ تا ۴ سالگی) نباید تخیل و خلاقیت کودک را بر هم زد، باید گذاشت او با خیال راحت به کارش بپردازد.

باید توجه داشت که دید کودکان با ما متفاوت است، و آموزش الگوهای از پیش تعیین شده مانع رشد خلاقیت کودکان می شود.

متأسفانه اولیای کودکان در این سنین ( ۵/۲ تا ۴ سالگی) اصرار دارند که آنها را به کلاس نقاشی بفرستند تا آموزش ببینند. باید خدمت این گروه از اولیای گرامی عرض کنم که این کودکان به هیچ وجه آمادگی حضور در کلاس را ندارند زیرا آن ها هنوز وابستگی شدید به خانواده، مخصوصاً مادر دارند و نمی توانند از او دور شوند.

بهتر است این کودکان در منزل یا مهد کودک، به نقاشی های مورد علاقه ی خود بپردازند و فقط به این کار ، تشویق شوند و اولیا و مربیان دنیای خیالی آن ها را ویران نکنند چرا که خیال مهمترین گام در جهت پرورش خلاقیت آن  هاست،واقعیات به تدریج کشف خواهد شد پس عجله برای رسیدن به این مرحله نداشته باشید.

گاهی از روی ناآگاهی و یا بی توجهی، اظهار نظرهای نادرستی در مورد نقاشی کودکان می شود و یا در مقام مقایسه قرار می گیرند که لطمه ی بزرگی به آنان می زند و مهمترین موارد که تخیل، خلاقیت، اعتماد به نفس کودکان است را تضعیف می کند و آنها برای خوشایند و جلب نظر دیگران نقاشی می کنند نه به خاطر آنچه که دوست دارند. بنابراین نقش پدر و مادر و مربی در پرورش خلاقیت بسیار مهم است. باید به آنچه کودکان می کشند دل داد و توجه، تشویق و هدایت مناسب نمود.

کودکان تمایل به خود اظهاری ( بیان شخصی ) دارند و این حس را در نقاشی هایشان می توان دید و بیتر مایلند خود را در قالب بزرگترها بیان کنند.

کودکان علایق، نیازها و کمبودهای عاطفی خود را در نقاشی به خوبی نشان می دهند. اگر می خواهیم کودکان، نوجوانی و جوانی سازنده ای داشته باشند، باید دوران کودکی را تقویت و روی آن سرمایه گذاری کنیم.

روش آموزش نقاشی به کودکان در سنین مختلف تفاوت هایی دارد. پایان ۴سالگی بهترین سن برای شروع آموزش نقاشی است، چرا که آن ها از راه نقاشی به کشف محیط اطراف خود می پردازند و هرچه بزرگتر می شوند، تفاوت ها را بیشتر درک میکنند.

کودکان با توجه به اختلاف فرهنگی و رفتاری خانواده های خود و هم چنین به تناسب توانایی های شخصی، استعداد، ارتباط اجتماعی، قوه ی  تخیل و توانایی های جسمانی  با هم تفاوت دارند.

بنابراین برقراری ارتباط با آنها کمی مشکل است و انعطاف پذیری خاص لازم دارد.

استفاده از زبان و رفتار ساده ی کودکانه، اخلاق خوش،مهربانی ونشاط هنر آموز می تواند ارتباط صمیمانه با کودکان را میسر سازد. ضمناً هنر آموزی که با کودکان کار می کند باید با خلقیات کودکان و روانشناسی کودک آشنا باشد تا بتواند اعتماد هنرجویان خردسال خود را جلب نماید تا آنان بتوانند با اطمینان خاطر و آرامش بیشتری در کلاس فعالیت کنند.

بازی با کودکان (بازی با خط، اشکال هندسی، رنگ و…) را نباید در کلاس نقاشی فراموش کرد زیرا کودکان عاشق بازی هستند و این امر به شادابی و خلاقیت آنها کمک بسیاری میکند.

http://www.naghashikodakan.blogfa.com/

ویژگی  های  افراد خلاق

1- در کار اندیشیدن  تا جایی که ممکن است  از قالب و چهارچوب می گریزند.

2-به وضع موجود  رضایت  نمی دهند  و طالب تغییر هستند .

3-درمواجه  با مشکلات  از خود  صبر و مداومت  بیشتری نشان می  دهند  و به دنبال  راه حل  مشکل می گردند.

4-از شخصیتی پویا و استقلال طلب برخوردارند.

5-در برخورد با  پدیده ها کنجکاو  هستند.

6-فرد خلاق جهت دستیابی به ناشناخته های  خود تلاش مضاعفی از خود نشان می دهند.

7-قدرت ریسک و خطر پذیری بالایی دارند.

8- عقاید خود را  هر چند  مخالف دیگران باشد مطرح می کند.

9-از  شکست مایوس نمی  شوند.

10-معمولا درونگرا  هستند.

رشد  خلاقیت در بچه ها

 برای پرورش  خلاقیت در کودکان  می باید  به تمام  ابعاد وجودی  آنان  اعم از بعد عاطفی ، اجتماعی ، شناختی  ، آموزشی و….توجه  شود.پرورش  خلاقیت  با عوامل  محیطی مثل خانواده  و اجتماع رابطه  تنگاتنگی دارد. از جمله  عواملی  که در پرورش  خلاقیت  دخالت  دارند  می  توان  موارد  زیر  را نام  برد.

1-فراهم آوردن  محیط غنی  از فرهنگ

2- برقراری  جو  عاطفی  مناسب  بین  افراد خانواده

3-ضمن  توجه  به تخیلات  بچه ها ، آن ها را به سوی  واقعیت سوق دادن .

4-توجه به پرورش  حواس  پنج گانه بچه ها .

5-فراهم آوردن  محیطی که امکان  اشتباه کردن ، تجربه کردن  و ریسک کردن را به بچه ها بدهد.

6-بردن بچه ها به دامن طبیعت ، نمایشگاه های  هنری ، موزه ها ، کارخانه ها و….

7-استفاده از  اسباب بازی  های فکری  و ساختنی  که بچه ها  بتوانند  ایده های  مختلف را روی  آن پیاده کنند مانند : استفاده  از انواع پازل ها ، مدل  سازی ف جدول ها و…..

8-انجام کاردستی  ،  استفاده  بهینه  از وسایل دور ریختنی  ، تهیه کلاژ و……

9-تشویق  بچه ها به داشتن  اندیشه های  بکر و تازه .

10- توجه  به سوالات  عجیب و غیر معمول  بچه ها .

11- توجه  و احترام  به عقاید و پیشنهادهای  بچه ها.

12- عدم مقایسه  بچه ها با هم.

13-قصه گفتن ، اجرای  نمایش ، شرکت بچه ها  در گروه های  شعر و موسیقی

14-حذف تنبیهات  بدنی .

15-تشویق بچه ها به دستکاری  اشیاء و عقاید.

http://www.fekreno.org/Arfek143.htm

خلاقیت برای شکوفایی نیاز به تمرین دارد. بعنوان مثال مهارت در بازی تنیس بدون تمرین, به سرعت از بین می رود. یک بازیکن خوب، دائماً تمرین می کند. بدون تمرین ، توانایی نوشتن ، موسیقی ، آواز ، رقص ، نقاشی و بسیاری دیگر … ممکن است متوقف شود.  

خلاقیت بعنوان یک مهارت: گرچه همه کودکان بالقوه خلاق هستند اما این توانایی بدون تمرین خاموش می شود.خلاقیت برای شکوفایی نیاز به تمرین دارد. بعنوان مثال مهارت در بازی تنیس بدون تمرین, به سرعت از بین می رود. یک بازیکن خوب، دائماً تمرین می کند. بدون تمرین ، توانایی نوشتن ، موسیقی ، آواز ، رقص ، نقاشی و بسیاری دیگر … ممکن است متوقف شود.خلاقیت به عنوان یکسری ویژگی های شخصیتی: برخی از محققان ویژگی هایی را برای افراد خلاق مطرح می کنند. این ویژگی ها عبارتند از: جسارت ، کنجکاوی ، انعطاف پذیری، استقلاب، درونگرایی، ناهمنوایی، شوخ طبعی گرایش به تجربه کردن و…. .خلاقیت به عنوان یکسری شرایط محیطی:منظور از شرایط محیطی، افراد، مکان ها، اشیا، و تجربیات است. کودکان از هیچ قادر به خلق چیزی نیستند. آنها برای ترسیم کردن یا خلق چیزی نیاز به تجربه دارند. بعنوان نمونه، کودکی که فرودگاه یا مرز هوایی را ندیده است به سختی می تواند در بازی ها یا فعالیت دیگرش، فعالیت خلاقانه ای داشته باشد. به همین ترتیب، در بیان خلاقیت، هرچه زمینه تجربیات فرد یا مکان ها، اشیا و سایر افراد بیشتر باشد، عملکرد وی در فعالیت های خلاقانه بیشتر است.محیط خانه یکی از عوامل مهم در پرورش خلاقیت محسوب می گردد. اگر در محیط خانه دیدگاه خوش بینانه ای نسبت به این موضوع وجود داشته باشد. کودکان بیشتر استعداد های خود را بروز می دهند. تحقیقات نشان داده است که اگر: – والدین به کودکانشان احترام بگذارند،- نسبت به توانایی فرزندشان اعتماد داشته باشند،- به کودکان شان اجازه کشف کردن و تصمیم گیری بدهند،- ارزش های خانواده همیشه بر مبنای صداقت، شایستگی، منطق و موفقیت باشد، به پرورش و رشد خلاق کودکان خود کمک کرده اند.موانع خلاقیت:همانطور که محرک های محیطی و عوامل خانوادگی می توانند خلاقیت را افزایش دهد، شرایط منفی هم می تواند آن را محدود کند. ٤ نوع شرایط محیطی که مانع توانایی خلاقیت می شوند عبارتند از:

والدین: والدین اغلب انتظارات خاصی از کودکان شان دارند، متأسفانه کودکان خلاق ممکن است با این انتظارات هماهنگ نیاشند. کودکان خلاق اغلب اقتدار. محدودیت ها ، منطق و انتظارات والدین را زیر سؤال می برند. این کودکان بصورت متفاوتی عمل و رفتار می کنند. والدین ممکن است این رفتارهای خلاق را نوعی بی ادبی قلمداد کنند یا رفتارهای کودک شان را خیلی عجیب و غریب ، نابالغ، غیر عادی یا شیطانی بداند. بنابراین لازم است والدین اطلاعات کافی و لازم درخصوص ماهیت خلاقیت و فرایند آن داشته باشند.مدرسه :معلم ممکن است ارزش کودک خلاق را درک نکند. اغلب کودک خلاق باید در موقعیت مدرسه بر اساس همنوایی کامل عمل کند . کودک یاد میگیرد شب سیاه است و اگر در نقاشی اش از رنگ دیگری غیر از آن استفاده کند مورد تمسخر قرار می گیرد.اخیراً تأکید بسیاری در این خصوص وجود دارد که در مدارس فرصت بسیار کم و نا محدودی برای فعالیت های خلاق کودکان در نظر گرفته می شود. همچنین برخی از کودکان در کلاس های درسی غیر خلاق زندان می شوند و به آنها گفته می شود« بنشین سرجایت». به همین دلیل یکی از ضروریات نظام آموزشی، توجه به استعداد های خلاق کودکان و پرورش معلمان در خصوص فراهم آوردن فضای مناسب برای پرورش آن استعدادهاست.نقش های جنسی: در هر جامعه ای نقش های جنسی خاصی وجود دارد، در اغلب مواقع این نقش ها علاوه بر محاسنش محدودیت هایی برای کودکان فراهم می کند. وقتی ما انتظار داریم کودک پسرمان فعال، مستقل و قوی باشد و برعکس دخترمان منفعل، وابسته و از خود گذشته و فداکار باشد با این شیوه به کودکان مان آسیب می رسانیم اگر نقش های جنسی به این صورت برای کودک دیکته شود، پسرها از رسیدن به فعالیت های آرام خودداری می کنند و دخترها از دستیابی به فعالیت ها و تجربیات فعال و زنده دوری می کنند. در حالی که هر دو نوع تجربه برای فرایندخلاقیت ضروری است.جامعه، سنت و فرهنگ: مفاهیم متفاوتی هستند اما هر یک، رفتارها، ارزش ها و نگرش های خاصی را دیکته می کنند، اینها به شکل انتظارات منتقل می شوند. متأسفانه ممکن است کودکان خلاق با یک دستور کار متفاوت عمل کنند. مشکل زمانی بروز می کند که بزرگسال همه پاسخ ها را دارد و از کودک انتظار دارد که در قالب چارچوب ها رفتار کند. مثلاً اغلب گفته می شود : « این شیوه ای است که خانواده من اینطور عمل می کند». بدیهی است که احترام به انتظارات جامعه، سنت ها و فرهنگ از اهمیت بسیاری برخوردار است به شرط آنکه قید و بندهای دست و پا گیر برای افراد بوجود نیاورد.چگونه خلاقیت کودکان را افزایش دهیم:١- محیطی مناسب برای انجام کارهای خلاق آنها فراهم نمایید.٢- امکانات و وسایلی در اختیار آنها قرار دهید تا به کمک آنها خلاقیت ها ی خود را ابراز نمایند.( به عنوان مثال وسایل موسیقی، نقاشی و طراحی و(٣- کارهای خلاق کودکان را تشویق کنید و آنها را در معرض نمایش قرار داده و از ارزیابی بیش از حد آنان خودداری کنید.٤- به عنوان بزرگسال، خود به انجام کارهای خلاق بپردازد و اجازه دهید کودکان شما شاهد کارهای خلاق تان باشند.٥- به شیو ه های آموزشی در خانواده خود توجه داشته باشید.٦- برای کارهای خلاق دیگران ارزش قائل شوید.٧- از تأکید بر تصورات قالبی در خصوص جنسیت کودکان شدیداً خودداری نمایید. ( به عنوان مثال دختر ماشین بازی نمی کند، پسر عروسک بازی نمی کند یا پسر گریه نمی کند(٨- امکان شرکت در فعالیت ها و کلاسهای ویژه را برای آنان فراهم نمایید. ٩- اگر مشکلات یا گرفتاریهای در خانواده وجود دارد از آن مشکلات به شیوه مثبتی استفاده کنید و با تشویق به کودک خود اجازه ابراز احساسات و اظهار نظر بدهید.١٠- توجه داشته باشیید که استعداد فقط سهم کوچکی از خلاقیت است و تمرین و نظم بخشیدن به آن از اهمیت بیشتری بر خوردار است.١- اجازه بدهید کودک خودش باشد حتی اگر رفتارهای عجیب از او سر بزند و سعی کنید در حضور جمع کودک خود را خلاق معرفی نکنید؛ در غیر این صورت اطرافیان انتظارات بیش از حدی از کودک شما خواهند داشت.١٢- با کودک خود شوخ طبع و مهربان باشید.
http://www.parsaworld.net/html/print.php?sid=26&POSTNUKESID=9d4dbde63a008fba26ddc93de93001f3

  • ۹۶/۱۰/۰۱
  • milad milad

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی